ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )
35
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )
به همين جهت است كه پيشواى نهضت اصلاحطلبانهء عاشورا به صراحت مىفرمايد : « اللّهمّ انّك تعلم انّه لم يكن الّذى كان منّا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنردّ المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك . . . . » بار خدايا ، تو خود مىدانى كه آنچه از سوى ما اظهار و انجام مىشود ، نه براى رقابت در قبضهء قدرت و به دست آوردن پست و مقام است و نه به انگيزه دستيابى به ثروت و دارايى اين دنيا ؛ بلكه هدف اين است كه نشانههاى دين راستين و نجات بخش تو را به جايگاه خود بازگردانيم و شهر و ديار بندگانت را از تباهى و بيداد و فريب اصلاح كنيم تا بندگان ستمديدهات به نعمت امنيت و آسايش برسند و به آزادى و حقوق اساسى و انسانى خويش نايل آيند . و نيز در سفارشنامهاش مىنويسد : « و انّى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انّما خرجت لطلب الاصلاح في امّة جدّى . . . . » من نه به انگيزهء خودخواهى و راحتطلبى قيام كردهام و نه خوشگذرانى و نه براى تباهى و بيداد ، بلكه در اين انديشهام كه امور جامعه و امت نياى گرانقدرم را اصلاح كنم و آفتهاى سعادت سوز را از خرمن هستى آنان بزدايم . . . . سفير روشنفكر و دينشناس آن حضرت با مردم كوفه بر اساس اين محورها براى حسين عليه السّلام بيعت مىگرفت : 1 - بر اساس عمل به مقررات خدا و سبك و سيرهء پيامبر ، 2 - پيكار با ستم و ستمكاران ، 3 - دفاع از محرومان و ستمديدهگان ، 4 - تأمين حقوق و آزادى و امنيت پايمالشدهء مردم ، 5 - يارى رسانى به خاندان پيامبر در راه اصلاح جامعه ، 6 - زندگى مسالمت آميز و همزيستى با كسانى كه در انديشهء آن باشند ؛ آيا اينها چيزى جز حركت اصلاحطلبانه است ؟ درست همان گونه كه از نامهها و شعارها و سخنان آن حضرت اين حقيقت دريافت مىگردد ؟